خانه / معرفی کتاب / تفکر انتقادی / کتاب مغالطه های پرکاربرد_2

کتاب مغالطه های پرکاربرد_2

یکی از انواع روش های فکر کردن و صحبت کردن، تعمیم دادن است. تعمیم دادن یعنی صفتی را به گروهی از انسانها یا موجودات نسبت دهیم. به بیان دقیق تر از یک اتفاق یا مشاهده؛ حکمی کلی نتیجه بگیریم. مثال ساده اش این است که بگوییم در ایران دکترها فقط به فکر پول هستند (البته با مشاهده فداکاری آن ها در مبارزه با کرونا کلی بودن این حکم صد در صد رد شد). تعمیم همیشه هم به سمت مغالطه حرکت نمی کند؛ مثل اینکه بگوییم برخورد پوست انسان با هر جسم داغی خطرناک است. این عبارت هم تعمیم است ولی مغالطه نیست.
نکته مهم تفاوت بین مثال اول و دوم است. در مثال اول موضوع اصلی تعمیم؛ یک انسان با تحصیلات پزشکی است و در مثال دوم پوست انسان و جسم داغ. انسان موجودی است که عقاید، افکار، رفتار، آرمانهایش از فردی به فرد به دیگر بسیار متفاوت است وهرگز نمی توان دو انسان را از جمیع ویژگی ها دقیقا مثل هم یافت (حداقل این گونه به نظر می رسد) ولی پوست انسان در بین تمام انسان ها تقریبا ویژگی های بیولوژیکی یکسانی دارد و همین طور است جسم داغ. به عبارتی در مورد موجودات یا موضوعاتی که تنوع آن ها کم است راحت تر می توان دست به تعمیم زد ولی جایی که تنوع زیاد است، تعمیم احتمالا به سمت مغالطه حرکت می کند.
مراحل تشخیص تعمیم در یک عبارت ( تعمیم به معنای مغالطه):
اول مطمئن شویم که ادعای مطرح شده را به درستی فهمیده ایم. به تعبیر دقیق تر باید سنجه های فکری را بر آن اعمال کنیم.
دوم بررسی شواهد و دلایل برای پذیرش حکم کلی مطرح شده. یادمان باشد که برخی احکام مطرح شده به جای اینکه برای همه انسان ها درست باشد برای برخی از آنها یا تعداد کمی از آنها درست است.

این یادداشت قسمت دوم برداشت های نویسنده آن از کتاب مغالطه های پرکاربرد است. ممکن است شما با خواندن متن اصلی کتاب به برداشت متفاوتی برسید.

حتما ببینید

کتاب مفهوم ها وابزارهای تفکر نقادانه_2

در یادداشت قبلی به مفاهیم کلی کتاب اشاره شد و در این جا و یادداشت …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *